من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست

تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

می‌خوانَد

شب‌ها پرنده‌ای در گوش من

زیبا و سحرانگیز...

می‌خوانَد... روح سبک می‌شود، چشم سنگین.

--

برتری‌های قانون شده رنگ می‌بازد... برتری‌ای که تولید ماهیت است و نتیجه‌ی شرایط.

همزادپنداریِ حاصل از حافظه‌ی تاریک و روشن گذشته و تفکر مصلحت‌بین آینده... باز هم برتری‌ها رنگ می‌بازد...

باید برای آن «تبارک الله» چیزهای بیشتری باشد... چیزهای بهتری باشد... باید چیزهایی باشد!

 

پی‌نوشت: طبیعت همیشه برایم نوعی بازگشت داشته...، سکون دلچسب،... دورخیز!

 


جمعه 12 اردیبهشت 1393 15:25 توسط fsalahi| ارسال نظر(0) |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران