من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
خب! ۵ ساعت و ۵۰ دقیقه تا اذان مغرب! و هم اینکه چراغ سبز الزاما نشانه زندگی نیست! و دیگر اینکه یک تانزانیای با حال هم نداریم برایمان نظر بگذارد کیف کنیم! و باز هم اینکه اصلا این چه وضعی است که دست به خاک میزنیم و طلا نمیشود نامرد! و اصلا چرا آدم فکر میکند اگر اینطور از هر دری، دری وری بگوید خیلی هنری است و کلی جذاب است! الان که بیشتر به جعبهای که جادویش منسوخ شد نگاه میکنم میبینم حتی این مستند سوت و کور «زندگی در تقاطر» هم باحالتر است حتی*! هان! و از همه مهمتر که قریب بود یادم برود (آخر من همیشه مهمترها را بیشتر یادم میرود) اینکه! خانه دوست کجاست؟ -- *انصافا الان به قطری از مستند رسید که فهمیدم چه قیاس خزعولی کردم!