من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
این روزها هر چه نزدیکتر میشوم دورترم. میترسم از این منِ ِ رها در آبهای ناشناخته و موجهای هرجایی... کم میشود از قدمهایم اطمینان، مثل باران از پاییز. پاییز بدون باران... پاییز نمیشود. پینوشت: در این خوف و رجا من دل به جای دیگری دارم... (اخوان ثالث)
پنجشنبه 10 مهر 1393
20:43 توسط fsalahi|
ارسال نظر(1)
|